می توانم اولین سایت سرگرمی آموزش کودک با هدف فرهنگسازی اجتماعی در ایران می توانم اولین سایت سرگرمی آموزش کودک با هدف فرهنگسازی اجتماعی در ایران

قدرت كلمات

[audio:http://mitavanam.ir/wp-content/uploads/2013/01/ghorbaghe-ha.mp3]

روزی روزگاری چند قورباغه از جنگلی عبور می کردند که ناگهان دوتا از آنها به داخل گودال عمیقی لیز خورده و روی دیواره گودال گیر کردند.

بقیه قورباغه ها کنار گودال جمع شدند و وقتی دیدند که گودال چقدر عمیق است، به دو قورباغه گفتند که دیگر چاره ای نیست، شما به زودی سقوط می کنید و می میرید!
دو قورباغه، این حرف ها را نشنیده گرفتند و با تمام توانشان کوشیدند که از گودال بیرون بپرند.
اما قورباغه های دیگر، مدام می گفتند که دست از تلاش بردارند، چون امكان نداره از گودال خارج شوند و خیلی زود خواهند مرد.
بالاخره یکی از آن دو قورباغه، تسلیم گفته های دیگران شد و دست از تلاش برداشت. و سرانجام به داخل گودال پرت شد و مرد.

اما قورباغه ي دیگر با تمام توانش برای بیرون آمدن از گودال تلاش می کرد.
هر چه بقیه قورباغه ها فریاد می زدند که تلاش بیشتر فایده ای نداره، انگار او روحيه مي گرفت و تلاشش رو بيشتر می كرد!!
تا اینکه بالاخره موفق شد از گودال بيرون بياد.
وقتی حالش جا اومد. بقیه قورباغه ها از او پرسیدند مگر تو حرف های ما را نمی شنیدی؟!!
قورباقه سرش رو تكون داد كه يعني نه…
معلوم شد قورباغه ي قصه ما ناشنوا بوده! در واقع او در تمام مدت فکر می کرده که دیگران او را تشویق می کنند!!

اميدوارم با خواندن و شنيدن اين داستان متوجه شده باشيد كه حرف ها و كلمات ديگران نبايد باعث بشه ما دست از تلاش برداريم يا نا اميد بشيم…