می توانم اولین سایت سرگرمی آموزش کودک با هدف فرهنگسازی اجتماعی در ایران می توانم اولین سایت سرگرمی آموزش کودک با هدف فرهنگسازی اجتماعی در ایران

ضرورت و اهمیت موضوع و نیاز به توجه سیستم استثنایی

هلن کلر: اگر این فرصت به من داده می شد که یکی از دوحس خود را بازیابم، ترجیح می دادم که نابینا بمانم ولی بشنوم. دنیایشان ساکت است و سکوت را با همه ژرفای وجودشان احساس می کنند. وقتی به چشمان معصومشان می نگری دراعماق نگاهشان ابهامی مرموز نهفته است. هنرشان شنیدن «با چشم» است! همه وجودشان قلبشان و همه قلبشان، نگاهشان است و نگاهشان سرشار از کلام وسخن.

نگاهشان کتابی پرمحتوی است که باید آن را با صبر و حوصله خواند. از ناشنوایان می گویم، از آنانی که هیاهو را در دنیای سکوت تجربه می کنند. از آنان که با زبان بی زبانی سخن می گویند و با درهم شکستن سکوت غمبارشان، امید را معنا می بخشند و شور و نشاط را تجلی می دهند «هیچ صدایی در دنیا خوش آهنگ تر از صدای کودک ناشنوایی که سخن می گوید، نیست».

آنان با چشم می شنوند و با حرکات لبها و اشارات دست سخن می گویند و ازاین طریق به دنیای تیره خویش رنگ و جلوه یی تازه می بخشند. اختصاص هفته اول مهرماه به عنوان هفته ناشنوایان فرصتی است که جامعه ضمن شناخت کافی، جهت رفع مشکلات و مسائل این عزیزان، گامهای اساسی و ارزنده یی بردارد.
*ناشنوا کیست؟ طبق آمارهای موجود حدود ۱‎/۵درصد از افراد جامعه را ناشنوایان و سخت شنوایان تشکیل می دهند واز هرده هزار تولد، ۲کودک دارای افت شنوایی شدید پایدار حسی و عصبی هستند. واقعیت این است که ناشنوایی به عنوان یک محدودیت مشکلی است که گریبانگیر تعداد زیادی از افراد و کودکان جامعه است و بر همگان فرض است تا نسبت به شناخت این مشکل و اقدام در جهت پیشگیری از بروز بیشتر این معلولیت و کمک به جامعه ناشنوایان از آنچه درتوان دارند دریغ نورزند.

دربررسی متخصصان از ناشنوایی، ارتباط آن با تکلم ملاک قرار گرفته و عدم فراگیری زبان و مراوده کلامی را در رابطه با نقص شنوایی مورد بررسی قرار داده اند. به عبارت دیگر درمورد اثرات نقص شنوایی به زبان آموزی، تکلم، بیان و گفتار که مهمترین وسیله ارتباط اجتماعی است تکیه دارد. بطور کلی اگر میزان شنوایی فردی، برای فراگیری زبان، استمرار تکلم طبیعی و فراگیری مطالب کافی نباشد وبدین منظور نیاز به روشها، امکانات و برنامه ریزی ویژه داشته باشد، ناشنوا اطلاق می شود.

درطبقه بندی ناشنوایان ملاکهایی چون میزان باقیمانده شنوایی، زمان ابتلا به این مشکل و نوع ناشنوایی یعنی وجود نقص درقسمت های مختلف گوش را درنظر می گیرند و آنها را در دسته های مختلف جای می دهند. *مشکلات ناشنوایی دراهمیت حس شنوایی برای انسان این گفته «هلن کلر» گویاتر از هرسخنی است. او که با وجود نابینایی و ناشنوایی یکی از موفق ترین افراد استثنایی است، می گوید: «اگر این فرصت به من داده می شد که یکی از دوحس خود را بازیابم، ترجیح می دادم نابینا بمانم ولی بشنوم.»

عمده ترین مسائل ناشنوایان مشکلات ارتباطی و زبانی است، چرا که نخستین مرحله ارتباط گفتار است. کودکان عادی بطور طبیعی درمحیطی پراز زبان کلامی احاطه می گردند و با تمرین و تعمیم صدا به اشیا و موقعیتها، زبان را می آموزند. درکودکان ناشنوا، فهمیدن و درک معانی از طریق دیدن حادث می شود.

مشکلات ارتباطی آثار روانی و رفتاری نیز بر ناشنوایان به جا می گذارد. افراد ناشنوا ویژگیهای رفتاری مشترکی دارند که به نقص شنوایی مربوط می شود و تا حدی با ویژگیهای سایر افراد جامعه متفاوت است، زیرا شنوایی یکی از حیاتی ترین توانمندیهای حسی است که می تواند بعضی از تواناییهای انسان را در سازگاری با محیط تحت الشعاع قرار دهد. درمورد زبان باید با کودکان ناشنوا آرام و شمرده صحبت کرد تا او برای فهم کلمات آنها را از نوع حرکت و ژست لبها بخواند و به عبارتی چشم او کار گوش را کرده و کلام را لب خوانی کند.

لب خوانی و زبان اشاره عمده ترین محورهای ارتباطی ناشنوایان است. روش تکلم برای ناشنوایان نخستین بار توسط «جان پابلو» مطرح شد و او روش لب خوانی را در آموزش ناشنوایان مفید و مؤثر دانست و آن را یک هنر به شمار آورد. قبل از او ناشنوایان صرفاً با زبان اشاره با یکدیگر ارتباط برقرار می کردند که محدودیتهای فراوانی بویژه در ارتباط با افراد عادی داشت ولی با استفاده از این روش و در ارتباط با افراد عادی آنان از طریق لب خوانی مفاهیم را درک می کنند. بنابراین باید ضمن درگیرنمودن آنان در فعالیتهای اجتماعی ، محیطی با کمترین محدودیت ارتباطی را برای آنان فراهم آورد. نحوه رفتار اعضای خانواده و جامعه با کودک ناشنوا در رشد عاطفی و سازگاری اجتماعی و آمادگی آموزش مهارتهای زبانی و تحصیلی بسیار مهم و تعیین کننده است.

خانواده و اجتماع، ضمن پذیرش واقع بینانه مشکل فرد ناشنوا باید در جهت یاری رساندن به او برای پرورش استعدادها و تواناییهایش مساعدت نمایند. وضعیت مطلوب برای یک ناشنوا استفاده از مواهب و موقعیتهای در دسترس افراد عادی درحد امکان است. درتربیت کودک ناشنوا و کمک به رشد او، وظیفه اصلی برعهده خانواده است. باید وضعیت واقعی کودک پذیرفته شود و ضمن آنکه احساسات خود را کنترل می کنند، بهترین اقدام را در جهت کمک به وی برگزینند. قبول ناشنوا از طرف خانواده و اجتماع و شناخت تفاوتهای او و کنارآمدن با آن نیازمند عشق و علاقه، صبر و حوصله و برخورد منطقی است. جامعه نیز درقبال ناشنوایان مسؤولیت مهم و خطیری دارد. درحال حاضر درابعاد روانی، اجتماعی و آموزشی ناشنوایان، مطالعات و تحقیقات گسترده و وسیعی صورت گرفته و یادرحال انجام است و افقهای روشنی درجهت رشد و تعالی ناشنوایان پیش روی آنان است.

*آموزش و پرورش ناشنوایان در زمینه آموزش و پرورش و خدمت به ناشنوایان نیز کوششهای زیادی توسط اندیشمندان، پزشکان و معلمان و مربیان انجام گرفته و حاصل آن پرورش استعدادهای هزاران جوان ناشنوایی است که مانند دیگر همنوعان خویش به تحصیل دانش پرداخته و به خدمت جامعه درآمده اند.

دراین راه نام مردان و زنان بزرگی می درخشد که حق بزرگی برگردن بشریت دارند. «جبار باغچه بان» و «ذبیح بهروز» نخستین افرادی بودند که درایران به آموزش کودکان ناشنوا همت گماشتند و با ایجاد مراکزی خاص و به کارگیری شیوه های ویژه به تعلیم و تربیت این کودکان پرداختند حاصل تلاشهای آنان بعد از قریب به ۷۰ سال هم اکنون به بارنشسته و درحال حاضر آموزش و پرورش کودکان ناشنوا جزیی جدایی ناپذیر از نظام تعلیم و تربیت کشور ما محسوب می شود و اکثریت قریب به اتفاق ناشنوایان درمدارس ویژه و یا درنظام تلفیقی همراه و همگام با دانش آموزان عادی و البته با استفاده از خدمات ویژه آموزشی و توانبخشی، مدارج تحصیلی خود را می گذرانند.

ناشنوایان نیز درعین معلولیت ومحدودیت با عزم و اراده یی وصف ناشدنی در راه فراگیری و آموزش گام برمی دارند و ناشنوابودن هرگز مانع ادامه راه آنان نمی شود. معلمان و مربیان پرتلاش و سختکوش آنان نیز با محبت، لبخند زندگی را برلبان دانش آموزان ناشنوا نقش می بندند و بذر عشق و امید را در دلهایشان می کارند.

*پیشگیری از ناشنوایی مسؤولیت جامعه نیز درقبال این افراد توجه به حقوق آنان است. اما قبل از آن می بایستی به فکر پیشگیری از بروز این عارضه بود، چرا که اصولاً هدف از بهداشت روانی در افراد استثنایی بیشتر تأکید بر ایجاد شرایطی است تا از بروز این معلولیتها جلوگیری به عمل آید. عوامل بسیاری در بروز ناشنوایی مؤثرند که برای جلوگیری از آن می توان اقداماتی را انجام داد. یکی از عوامل ناشنوایی که سهم بسزایی دربروز این معلولیت دارد، بیماریهای عفونی است.

بیماریهای سرخجه و سفلیس در قبل از تولد و بیماریهای مننژیت، سرخک، اوریون و عفونتهای موضعی گوش بعد از تولد سهم عمده یی در بروز این معلولیت دارند که البته پیشرفت بهداشت عمومی درکاهش میزان آن نقش عمده یی خواهد داشت. از آنجایی که حوادث و صدمات نیز یکی دیگر از عوامل بروز ناشنوایی است، افزایش آگاهی واطلاعات والدین و اجتماع درپیشگیری از سوانح و حوادث می تواند بطور چشمگیری درجلوگیری از ایجاد ناشنوایی درافراد مؤثر باشد.

همچنین باید از ازدواجهای فامیلی بخصوص در خانواده هایی که عضو ناشنوا دارند، اجتناب کرد. بطورکلی بی تفاوتی نسبت به ناشنوایی می تواند نتایج نامطلوب اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی را درمیان خانواده ها و اجتماع موجب گردد. مسؤولان وافراد جامعه باید ضمن شناخت ویژگیهای ناشنوایان به این نکته توجه داشته باشند که «ناشنوا قبل از آنکه ناشنوا باشد یک انسان است و کمک به او، کمک به جامعه بشری است.

کودکان ناشنوا در گرفتن اطلاعات به جای گوش از چشمان خود استفاده می کنند. دشواری ادای واژگان و دشواری همراه کردن نمادهای نوشتاری با صداها، کودک نا شنوا را در ارتباط گیری با متن کتاب و درک مطالب آن با مشکل رو به رو می کند.

به همین سبب کودکان ناشنوا بیشتر از مهارت های کافی خواندن بی بهره اند. شماری از کارشناسان بر این باورند که حس بینایی در نبود حس شنوایی می تواند نماد های زبانی را به کودک ناشنوا منتقل کند. بنابراین شناخت این نشا نه ها نخستین زبانی است که این کودکان می آموزند ودر ضمن اساسی ترین وسیله ارتباطی آنان به شمار می رود. زبان اشاره یک زبان دیداری و حرکتی با ساختار دستوری و ریتم ویژه خود، متفاوت از زبان گفتاری است. زبان اشاره برای انتقال یک معنای دقیق به حرکت های بدنی، حالت های بیانی چهره ای و ایجاد علامت نیاز دارد. کودکان ناشنوا نیز مانند دیگر کودکان به کتاب های چاپی نیاز دارند.

امروزه برای بهره مند شدن این کودکان از گونه های مختلف داستانی، در کنارمتن اصلی داستان نشانه های زبان اشاره نیز می آید. این گونه کتاب ها نه تنها سبب می شود که کودکان ناشنوا با متن کتاب بهتر ارتباط بر قرار کنند، بلکه کودکان غیر ناشنوا را نیز تشویق می کند که با آشنایی با این نشانه ها با دوستان ناشنوای خود ارتباط بهتری برقرار کنند. کتابک در این بخش کتاب هایی را که دارای زبان اشاره هستند به خانواده ها، آموزگاران و مروجان معرفی می کند، تا شوق خواندن در کودکان ناشنوا هر چه بیشتر برانگیخته شود.

منابع:
کتاب جراحی گوش و حلق و بینی کامینگر,چاپ چهارم؛سال۲۰۰۵
کتاب گوش و حلق وبینی دیویس ؛۱۹۹۰
کتاب اسنشیل گوش و حلق وبینی ؛چاپ هفتم ؛سال ۱۹۹۹

http://www.irteb.com/ Rehairan.blogspot.com
برگرفته از: http://kazemrezai.blogfa.com